آخرین عناوین:
کد خبر: 247 12 دی 1404 بازدید: 44 نفر

نگاهی جامعه شناختی‌ به مطالبات اجتماعی در چرایی تبدیل شدن اعتراضات به آشوب و شورش

اعتراض، در واقع بازتابی از بحران‌های انباشته در جامعه است و وقتی در یک جامعه امکان گفت‌وگوی مؤثر و نهادمند برای بیان انتقادات و مطالبات مردم فراهم نباشد، دیر یا زود این اعتراضات به شکل انفجاری و غیرقابل کنترل بروز می‌کند و می‌تواند به آشوب و شورش و فتنه سیاسی تبدیل شود.

امیر عطاران نوشت:

هرچند عوامل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی متعددی در شکل‌گیری آشوب‌ها نقش دارند، اما می‌توان برخی عوامل ساختاری و نهادی را که مسیر اعتراض مسالمت‌آمیز را مسدود می‌کنند، به‌عنوان بسترساز حرکت اعتراض به آشوب برشمرد:

¤ انسداد ساختاری مسیرهای قانونی اعتراض: نبود مکانیزم‌های مؤثر برای بیان نارضایتی یا اصلاح مشکلات باعث می‌شود مردم راه‌های غیر رسمی و پرخطر را برای شنیده شدن انتخاب کنند.

¤ عدم وجود احزاب و سازمان‌های سیاسی کارآمد:

 وقتی احزاب قادر به نمایندگی واقعی مطالبات مردم نباشند،مردم نمی‌توانند از طریق سازوکارهای رسمی سیاسی صدای خود را منتقل کنند.

¤ محدودیت رسانه‌های مستقل: 

رسانه‌های آزاد نقش مهمی در اطلاع‌رسانی، شفافیت و ایجاد فضای گفت‌وگو دارند. محدودیت آنها، انسداد جریان اطلاعات و احساس بی‌صدایی را تقویت می‌کند.

¤ تضعیف نهادهای میانجی: انجمن‌ها، سندیکاها، NGOها؛ 

نهادهای مدنی که می‌توانند نقش واسطه بین مردم و دولت را ایفا کنند، اگر ضعیف یا غیر فعال باشند، امکان حل و فصل مسالمت‌آمیز منازعات کاهش می‌یابد.

¤ تبدیل اعتراض خیابانی از گزینه به ضرورت: هنگامی که مردم هیچ راه قانونی و نهادی برای بیان نارضایتی ندارند، اعتراض خیابانی به تنها راه برای دیده شدن مطالبات تبدیل می‌شود و احتمال بروز خشونت و آشوب افزایش می‌یابد.

از این رو، قبل از آن که انتقادات و مطالبات مردم در شیب تند اعتراضات به شورش و آشوب کشیده شود و زمینه سوءاستفاده دشمنان یا جریان‌های معاند و فتنه گران فراهم گردد، ضروری است که صدای مردم شنیده شود و سازو کارهای قانونی و نهادی برای بیان و پیگیری مطالبات تقویت شود.

 

✍ یک معلم

اشتراک گذاری
لینک کوتاه

https://ravikhalijefars.ir/pLOpx8e4u

دانش و فناوری